صفحه اصلی > سبک زندگی : برای درمان اعتیاد به غذا چه باید کرد؟

برای درمان اعتیاد به غذا چه باید کرد؟

فهرست مطالب

چکیده :

وقتی مغز شروع به درخواست غذاهای خاص می کند، اغلب افراد به سمت غذاهای فرآوری شده که سالم یا مغذی تلقی نمی شوند هوس پیدا می کنند. حتی با اینکه ضمیر ناخودآگاه می‌داند که آنها ناسالم هستند، ولی مغز با آن مخالف می کند.
هرچند که برخی از افراد به راحتی می توانند انواع غذاهایی را که می خورند کنترل کنند، ولی برخی دیگر نمی توانند، که این به دلیل فقدان اراده نیست بلکه یک وضعیت بسیار پیچیده تر مغزی است.
واقعیت این است که غذاهای ناسالم مانند داروهای اعتیادآوری مثل کوکائین، سیستم پاداش را در مغز تحریک می کنند. برای افراد مستعد، خوردن غذاهای ناسالم می‌تواند منجر به اعتیاد کامل شود، که مبنای بیولوژیکی مشابهی با اعتیاد به مواد مخدر دارد که در ادامه این مقاله به این مسئله می پردازیم.

اعتیاد به غذا | علائم بارز اعتیاد به غذا | کناره گیری با اختلالات اعتیادآور | تحمل و  کناره گیری از غذا | هوس به غذا | هوس و پرخوری | هوس و رفتارهای پیچیده

اعتیاد به غذا چگونه کار می کند؟

اعتیاد به غذا

سیستمی در مغز به نام سیستم پاداش وجود دارد. این سیستم برای پاداش دادن به مغز در زمانی که فرد کارهایی را انجام می دهد طراحی شده است که بقا را تشویق می کند. این شامل رفتارهای اولیه مانند خوردن است.

مغز می‌داند که وقتی فردی غذا می‌خورد، کاری را به درستی انجام می‌دهد و مواد شیمیایی حس خوب را در سیستم پاداش آزاد می‌کند. این مواد شیمیایی شامل انتقال دهنده عصبی دوپامین است که مغز آن را به عنوان لذت تعبیر می کند.

 مغز به دنبال رفتارهایی است که دوپامین را در سیستم پاداش آزاد می کند. مشکل غذاهای ناسالم مدرن این است که می تواند پاداشی را به همراه داشته باشد که بسیار قدرتمندتر از هر پاداشی است که مغز می تواند از غذاهای کامل دریافت کند.

مدارا و کناره گیری علائم بارز اعتیاد فیزیکی

اعتیاد به غذا

هنگامی که فردی به طور مکرر کاری را انجام می دهد که باعث آزاد شدن دوپامین در سیستم پاداش می شود (مانند کشیدن) سیگار که گیرنده های دوپامین می توانند شروع به کاهش کنند. اگر مغز مشاهده کند که مقدار دوپامین خیلی زیاد است، شروع به حذف گیرنده های دوپامین می کند تا تعادل را حفظ کند.

هنگامی که گیرنده های کمتری وجود دارد، دوپامین بیشتری برای رسیدن به همان اثر مورد نیاز است، که باعث می شود افراد شروع به خوردن غذاهای ناسالم بیشتری کنند تا به همان سطح پاداش قبلی برسند که به این عمل تحمل می گویند.

 اگر گیرنده‌های دوپامین کمتری وجود داشته باشد، فرد فعالیت دوپامینی بسیار کمی خواهد داشت و زمانی که یک غذای ناخواسته را دریافت نمی‌کند، احساس ناراحتی می‌کند که به این عمل نیز عقب نشینی می گویند.

تحمل و کناره گیری با اختلالات اعتیادآور مرتبط است

کناره گیری از غذا

مطالعات متعدد روی موش‌ها نشان می‌دهد که آن‌ها می‌توانند از نظر جسمی به مواد غذایی ناسالم معتاد شوند، همان‌طور که به مواد مخدر معتاد می‌شوند.

 البته، همه این‌ مسائل یک ساده‌سازی شدید است، اما اساساً اعتقاد بر این است که اعتیاد به غذا (و هر نوع اعتیاد دیگر) اینگونه عمل می‌کند. این امر می تواند به اثرات مشخصه متفاوتی بر رفتار و الگوهای فکری منجر شود.

 در حالی که خوردن یک سیب یا تکه استیک ممکن است باعث ترشح متوسط دوپامین شود، خوردن بستنی آنقدر مفید است که مقدار بیشتری آزاد می کند.

هوس یکی از ویژگی های اصلی اعتیاد است

هوس خوردن

ولع یک حالت عاطفی است که با تمایل به مصرف یک غذای خاص مشخص می شود و نباید آن را با گرسنگی ساده که متفاوت است اشتباه گرفت. گاهی اوقات به نظر می رسد که هوس ها از هوا ظاهر می شوند.

ممکن است شخصی کارهای پیش پا افتاده ای مانند تماشای یک برنامه تلویزیونی مورد علاقه، راه رفتن با سگ یا مطالعه انجام دهد. سپس ناگهان هوس خوردن چیزی شبیه بستنی  در وی ظاهر می شود.

حتی اگر گاهی اوقات به نظر می رسد که هوس ها از جایی نامرئی به وجود می آیند، اما می توانند توسط محرک های خاصی فعال شوند که به عنوان نشانه شناخته می شوند. این نشانه ها می تواند به سادگی عبور از کنار یک بستنی فروشی یا بوییدن یک پیتزا باشد.

 با این حال، آنها همچنین می توانند توسط برخی از حالات احساسی، مانند احساس افسردگی یا تنهایی، رفتاری که به عنوان غذا خوردن احساسی شناخته می شود، القا شوند. ولع واقعی در مورد ارضای نیاز مغز به دوپامین است و هیچ ارتباطی با نیاز بدن به انرژی یا تغذیه ندارد.

هنگامی که یک ولع ظاهر می شود، می تواند بر توجه فرد تسلط یابد. هوس، فکر کردن به چیز دیگری را سخت می کند. همچنین در نظر گرفتن اثرات سلامتی خوردن غذاهای ناسالم را دشوار می کند.

 در حالی که هوس کردن غیرعادی نیست  و بیشتر مردم آن را به شکلی دریافت می کنند. تسلیم شدن مکرر به هوس و خوردن غذاهای ناسالم، علیرغم اینکه تصمیم گرفته اید این کار را نکنید، جای نگرانی دارد و برای کسانی که به مواد غذایی اعتیاد دارند، این هوس ها می تواند آنقدر قوی باشد که باعث شود افراد قوانینی را که برای خود تعیین می کنند، مانند خوردن غذای ناسالم در روز شنبه را زیر پا بگذارند.

آنها ممکن است بارها و بارها پرخوری کنند، علیرغم اینکه می دانند که باعث آسیب جسمی می شود.

هوس گاهی اوقات می تواند به پرخوری تبدیل شود

هوس و پرخوری

وقتی بر اساس هوس ها عمل می کنید، مغز یک پاداش دریافت می کند (احساس لذت مرتبط با ترشح دوپامین). افرادی که اعتیاد به غذا دارند، با خوردن یک غذای خاص، تا زمانی که مغزشان تمام دوپامینی را که از دست داده بود دریافت نکند، درمان خود را برطرف می کنند.

 هرچه این چرخه ولع و پاداش بیشتر تکرار شود، هوس قوی‌تر می‌شود و مقدار غذایی که هر بار مورد نیاز است بیشتر می‌شود. در حالی که 3 سال پیش چهار پیمانه بستنی کافی بود، امروز ممکن است هشت پیمانه بستنی طول بکشد تا همان سطح پاداش را تجربه کنید و تقریباً غیرممکن است که در هنگام ارضای ولع ناشی از اعتیاد، در حد اعتدال غذا بخورید.

هوس می تواند به رفتارهای پیچیده و اعتیادآور منجر شود

هوس و رفتارهای پیچیده

با گذشت زمان، اعتیاد به غذا می تواند مشکلات جسمی و روانی شدیدی ایجاد کند. بسیاری از افرادی که برای مدت طولانی با اعتیاد به غذا دست و پنجه نرم می کنند، عادت های غذایی خود را مخفی نگه می دارند.

 آنها همچنین ممکن است با افسردگی یا اضطراب زندگی کنند که می تواند به اعتیاد کمک کند. این با این واقعیت ترکیب می شود که بیشتر مردم از اعتیاد به غذا آگاه نیستند.

 آنها ممکن است متوجه نشوند که برای غلبه بر اعتیاد به غذا، به کمک نیاز دارند و دریافت درمان افسردگی و اضطراب نیز می تواند به درمان اعتیاد کمک کند.

نتیجه گیری :

متاسفانه راه حل آسانی برای اعتیاد وجود ندارد. هیچ مکمل، ترفند ذهنی، یا درمان جادویی وجود ندارد. برای بسیاری، ممکن است بهتر باشد که به طور کامل از غذاهای محرک اجتناب کنند.
برای غلبه بر اعتیاد به غذا ممکن است به کمک کننده حرفه ای نیاز باشد. روانپزشکان و روانشناسان می توانند در این زمینه کمک کنند.
همچنین سازمان هایی مانند Overeaters Anonymous (OA) وجود دارند که هر کسی می تواند به صورت رایگان به آنها بپیوندد.
اختلال پرخوری، که با اعتیاد به غذا مرتبط است، در حال حاضر به عنوان یک اختلال تغذیه و خوردن، در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5)، کتابچه راهنمای رسمی که متخصصان سلامت روان برای تعریف اختلالات روانی از آن استفاده می کنند، طبقه بندی می شود.

منابع :

منبع

ندا عباسی

پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید